۱۴۰۵/۰۶/۰۶
نقشه راه یکپارچهسازی ISO/IEC 27001 و ISO/IEC 42001 در سازمان
در سالهای اخیر، تحول دیجیتال فقط به توسعه زیرساختهای فناوری اطلاعات محدود نمانده است. ورود گسترده هوش مصنوعی به فرایندهای سازمانی، سامانههای تصمیمیار، خدمات مشتریان، تحلیل داده و حتی راهکارهای امنیتی، تعریف «امنیت» را نیز تغییر داده است.
امروز دیگر حفاظت از اطلاعات بهتنهایی کافی نیست؛ سازمان باید بداند:
در چنین شرایطی، استاندارد ISO/IEC 27001 و ISO/IEC 42001 را نباید دو استاندارد جدا و رقیب در نظر گرفت. ISO/IEC 27001 بر ایجاد و بهبود مستمر سیستم مدیریت امنیت اطلاعات تمرکز دارد، در حالی که ISO/IEC 42001 چارچوبی برای استقرار سیستم مدیریت هوش مصنوعی و مدیریت مسئولانه ریسکها و فرصتهای مرتبط با AI ارائه میکند.
استاندارد ISO/IEC 27001:2022 شناختهشده مدیریت امنیت اطلاعات است و الزامات لازم برای ایجاد، پیادهسازی، نگهداری و بهبود مستمر یک سیستم مدیریت امنیت اطلاعات (ISMS) را مشخص میکند. هدف اصلی آن ایجاد رویکردی نظاممند برای مدیریت ریسکهای مرتبط با اطلاعات و حفاظت از داراییهای اطلاعاتی سازمان است.
در یک سازمان، اجرای ISO/IEC 27001 میتواند موضوعاتی مانند مدیریت ریسک، کنترل دسترسی، حفاظت از اطلاعات، مدیریت رخدادهای امنیتی، تداوم کسبوکار، مدیریت تأمینکنندگان و ارزیابی اثربخشی کنترلها را در یک چارچوب مدیریتی منسجم قرار دهد.
ISO/IEC 42001:2023 نخستین استاندارد بینالمللی سیستم مدیریت هوش مصنوعی است و برای سازمانهایی طراحی شده که محصولات یا خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی را توسعه میدهند، ارائه میکنند یا مورد استفاده قرار میدهند. این استاندارد بر مدیریت مسئولانه AI، ریسکها و فرصتهای مرتبط با آن و موضوعاتی مانند شفافیت، قابلیت ردیابی و اعتمادپذیری تمرکز دارد.
به زبان ساده، اگر ISO/IEC 27001 میپرسد «چگونه از اطلاعات و داراییهای اطلاعاتی سازمان محافظت کنیم؟»، ISO/IEC 42001 یک گام جلوتر میرود و میپرسد «چگونه مطمئن شویم هوش مصنوعی سازمان به شکلی کنترلشده، مسئولانه و قابل اعتماد طراحی و استفاده میشود؟» این دو پرسش نهتنها با یکدیگر تعارضی ندارند، بلکه در بسیاری از نقاط به هم میرسند.
یکی از اشتباهات رایج این است که سازمان برای هر استاندارد یک سیستم مدیریتی کاملاً جداگانه ایجاد کند؛ یک مجموعه سیاست برای امنیت اطلاعات، مجموعهای دیگر برای هوش مصنوعی، چند فرایند ارزیابی ریسک متفاوت و در نهایت تعداد زیادی فرم و سند که بخش قابل توجهی از آنها همپوشانی دارند. رویکرد یکپارچه میتواند این پیچیدگی را کاهش دهد. بسیاری از اجزای مدیریتی این دو استاندارد قابلیت استفاده مشترک دارند؛ از جمله:
در چنین مدلی، به جای ساختن دو سیستم موازی، سازمان میتواند یک چارچوب حاکمیت و مدیریت ریسک مشترک ایجاد کند و الزامات اختصاصی هر استاندارد را در همان ساختار قرار دهد.
نقطه شروع باید با انجام ارزیابی و گزارش تحلیل شکاف، مشخص شود. وضعیت ISMS، داراییهای حساس، سامانهها و کاربردهای AI، سیاستها، مدیریت ریسک، کنترلهای دسترسی، امنیت داده، تأمینکنندگان، آموزش و ممیزیهای فعلی بررسی شوند.
مسئولیتهای امنیت اطلاعات و هوش مصنوعی تا حد امکان در یک ساختار هماهنگ تعریف شوند. سیاستگذاری، پذیرش ریسک، نظارت بر رخدادها، تأمینکنندگان، ممیزیها و اقدامات اصلاحی باید صاحب مشخص داشته باشند.
ایجاد متدولوژی ریسک یکپارچه که در آن هم ریسکهای امنیت اطلاعات و هم ریسکهای چرخه عمر AI دیده شوند؛ از نشت اطلاعات و دسترسی غیرمجاز تا خطای مدل، سوگیری، خروجی غیرقابل اعتماد و استفاده نامناسب از داده جلوگیری میکند.
کنترلهای مشترک مانند مدیریت دسترسی، امنیت داده، مدیریت رخداد، مدیریت تأمینکنندگان، آموزش، مدیریت تغییر و ممیزی داخلی در ساختاری واحد قرار گیرند و کنترلهای اختصاصی AI نیز به آن افزوده شوند.
از نیازسنجی و ارزیابی ریسک تا انتخاب یا توسعه، بررسی دادهها، آزمون و اعتبارسنجی، استقرار، پایش، بازبینی و خروج از سرویس، مسئولیتها و معیارهای تصمیمگیری روشن باشند.
کارکنان باید بدانند چه اطلاعاتی را نباید وارد ابزارهای AI کنند، خروجی مدل را چگونه ارزیابی کنند و در صورت مشاهده رفتار غیرعادی یا رخداد امنیتی چه اقدامی انجام دهند.
اثربخشی کنترلها، نتایج ارزیابی ریسک، اقدامات اصلاحی، رخدادهای امنیتی و AI و عملکرد سامانهها بهطور دورهای پایش و در بازنگری مدیریت استفاده شوند.
یکپارچهسازی استاندارد ISO/IEC 27001 و ISO/IEC 42001 را نباید صرفاً بهعنوان کنار هم گذاشتن دو استاندارد دید. موضوع اصلی، ایجاد یک زبان مشترک برای مدیریت ریسک در سازمانی است که هم با اطلاعات حساس سروکار دارد و هم به سمت استفاده گستردهتر از هوش مصنوعی حرکت میکند.
استاندارد ISO/IEC 27001 پایه محکمی برای مدیریت امنیت اطلاعات فراهم میکند و ISO/IEC 42001 همین نگاه مدیریتی را به قلمرو هوش مصنوعی گسترش میدهد. وقتی این دو رویکرد در کنار یکدیگر قرار میگیرند، سازمان میتواند امنیت اطلاعات و حاکمیت هوش مصنوعی را در یک چارچوب هماهنگ دنبال کند.